... شمارش معکوس تا تولد عشق زندگیم ...
این روزه ها ، روزهای پر اضطراب همراه با نشاط خاصی برای منه... شمارش معکوس شروع شده و تمام سلولهای وجودم در حال کار و تلاش ... فکر اینکه تولد تنها هستیه زندگیمه ، دغدغه این روزهای منه... دغدغه هام و اضطرابم به خاطر چطور برگزار کردن جشن تولد پسریه و نشاطم ، به خاطر حضور عزیزیه که می خوام واسه تولدش سنگ تموم بزارم ... نمی خوام چیزی کم بزارم و از طرفی می ترسم که چیزی از قلم بیفته ... یک سال واسه همچین روزی ، لحظه شماری کردم مثل نه ماهی که واسه دیدن روی ماهش، مجبور به تحمل گذشت سنگین ثانیه ها و دقایق شدم ... ...








